26 فروردين 1405 - 10:20

محاصره‌ای که جواب نمی‌دهد؛ نقاط ضعف طرح آمریکا در تنگه هرمز

محاصره‌ای که جواب نمی‌دهد؛ نقاط ضعف طرح آمریکا در تنگه هرمز
محاصره دریایی آمریکا در هرمز با وجود هیاهوی اولیه، به‌دلیل محدودیت‌های عملیاتی و اثر کم بر صادرات ایران، عملاً نمی‌تواند تغییری ایجاد کند.
کد خبر : ۱۸۲۴۰۰

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، اقدام اخیر ایالات متحده در اعلام محاصره دریایی پیرامون ساحل جنوبی ایران و تنگه هرمز، که از ۱۳ آوریل آغاز شد، نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای فشار حداکثری بر تهران است. اما بررسی‌های کارشناسان انرژی و تحولات میدانی نشان می‌دهد این اقدام، بیش از آن‌که راه‌حلی برای بحران فعلی باشد، نشانه‌ای از بن‌بست راهبردی آمریکا در مواجهه با توان بازدارندگی ایران است.

تنگه هرمز، مسیری باریک، اما حیاتی، دهانه اتصال خلیج فارس با اقیانوس است؛ آبراهی که یک‌سوم نفت جهان و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند. پس از بالا گرفتن تنش‌ها میان تهران و واشنگتن، آمریکا اعلام کرد تمامی مسیر‌های ورودی و خروجی به بنادر ایران را تحت کنترل قرار داده و هر کشتی مرتبط با ایران را در خلیج عمان یا دریای عرب متوقف خواهد کرد.

اما ماهیت این طرح و واقعیت‌های میدانی، ضعف‌های بنیادین آن را آشکار کرده است. در اینجا به دلایل بی‌نتیجه بودن تلاش آمریکا اشاره می‌شود:

۱. محدودیت عملیاتی و دشواری اجرا

محاصره دریایی تنگه هرمز در ابعاد مطرح‌شده از سوی واشنگتن، در سطح عملیاتی تقریباً غیرممکن است. پهنه آبی منطقه شامل مساحت‌های وسیعی از آب‌های بین‌المللی است که کنترل کامل آن مستلزم حضور ده‌ها ناو و ناوشکن و صرف هزینه‌های سنگین لجستیکی است.

بر اساس داده‌های دریایی بلومبرگ، تنها شش کشتی پس از اعلام رسمی محاصره مسیر خود را تغییر داده‌اند؛ در حالی‌که به‌طور متوسط در دوران صلح، روزانه بیش از ۱۳۰ کشتی از این مسیر عبور می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد که تأثیر واقعی طرح بسیار محدود بوده و عملاً موجب توقف تردد نشده است.

۲. تأثیر ضعیف بر توان صادرات ایران

هدف آشکار واشنگتن، قطع درآمد نفتی تهران بود؛ اما در عمل این هدف دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. ایران طی سال‌های اخیر سازوکار‌های پنهان و متنوعی، از شبکه‌های نفتکش بدون پرچم و سیستم‌های تبادل غیردلاری گرفته تا مسیر‌های آسیایی با خریداران مستقل، برای صادرات نفت ایجاد کرده است.

از سوی دیگر چین که همچنان نزدیک به ۹۰ درصد از نفت خام ایران را وارد می‌کند و ذخایر عظیم نفتی این کشور، مانع از تأثیرگذاری جدی تحریم‌ها شده است. در واقع محاصره آمریکا، نه صادرات ایران را متوقف کرده و نه مسیر جدیدی برای مهار آن یافته است.

۳. افزایش تنش بدون نتیجه سیاسی

تهران به‌وضوح اعلام کرده است که هرگونه حضور نظامی در نزدیکی این تنگه را نقض آتش‌بس تلقی می‌کند. این موضع باعث شده احتمال درگیری ناگهانی میان نیرو‌های دو کشور افزایش یابد، در حالی‌که چنین برخوردی نه فقط بحران را حل نمی‌کند بلکه آن را تشدید می‌نماید.

در عین حال توقف موقت صادرات ایران یا تهدید به بستن کامل تنگه، می‌تواند هزینه بحران را برای اقتصاد جهانی چند برابر کند؛ امری که در نهایت فشار را بر خود آمریکا نیز بازمی‌گرداند، زیرا تورم سوخت در داخل ایالات متحده هم‌اکنون نیز در مسیر صعودی است.

۴. نبود منافع اقتصادی واقعی برای آمریکا

دولت آمریکا کوشیده است این وضعیت را به عنوان فرصتی برای فروش نفت خود معرفی کند؛ اما از دیدگاه بازار، نفت آمریکا از نظر ترکیب و کیفیت جایگزین مناسبی برای نفت خاورمیانه نیست.

این در حالی است که افزایش قیمت جهانی نفت عملاً به ضرر مصرف‌کنندگان آمریکایی عمل می‌کند و در شرایطی که اقتصاد داخلی آمریکا در شرایط شکننده‌ای قرار دارد خطر رشد مجدد تورم را بالا می‌برد.

به این ترتیب، محاصره هرمز نه تنها موقعیت ژئو‌اقتصادی آمریکا را تقویت نکرده، بلکه فشار مستقیمی به بازار داخلی آن وارد آورده است.

۵. واکنش جهانی و فرسایش حمایت بین‌المللی

بسیاری از کشورها، از جمله متحدان اروپایی واشنگتن، نسبت به منطق و پیامد‌های این محاصره تردید دارند. اتحادیه اروپا، چین، هند و ژاپن، که بخش عمده انرژی‌شان از مسیر هرمز تأمین می‌شود، آشکارا نگران پیامد‌های این اقدام بر بازار جهانی انرژی هستند و بر ضرورت بازگشت گفت‌و‌گو‌های سیاسی تأکید دارند.

در نتیجه، این اقدام بیش از آن‌که جایگاه آمریکا را در عرصه بین‌المللی تقویت کند، آن را در معرض انتقاد و انزوا قرار داده است.

دیپلماسی تنها گزینه موجود است

طرح محاصره دریایی واشنگتن با هدف فشار نظامی و اقتصادی بر ایران، در عمل نشان داده که نه مانع صادرات نفت ایران می‌شود، نه به کاهش تنش‌ها منجر می‌گردد، و نه ثبات بازار انرژی را بازمی‌گرداند.

این اقدام بیش از هر چیز، نشانه‌ای از محدود بودن گزینه‌های آمریکا و ناتوانی‌اش در مدیریت یکی از مهم‌ترین کانون‌های ژئوپلیتیکی جهان است.

در حالی‌که کنترل تنگه هرمز مستقیماً با اقتصاد جهانی پیوند خورده، راه واقعی حل بحران تنها از مسیر مذاکره، توافق و تضمین امنیت انرژی بین‌المللی و نه سیاست‌های تنبیهی که خود منشاء بی‌ثباتی‌های جدید می‌شوند، می‌گذرد.

ارسال‌ نظر